از برلین تا بناب

خاطرات یک پزشک

به بهانه اربعین حسینی

 

به نام حضرت دوست که هرچه داریم ازاوست

 

عاشقان را شادمانیّ و غم اوست
دستمزد و اجرتِ خدمت هم اوست

عشق آن شعله ست، کو چون برفروخت
هرچه جز معشوق، باقی جمله سوخت

راز عظمت امام حسین شرک نورزیدن او در صحنه سیاسی عصر خویش بوده است.

مرور کوتاهی در حرکت امام حسین نشان می‌دهد که توحید او در دشوارترین صحنه های زندگی بشر یعنی عرصه سیاست در اوج قرار داشت و او کسی را در این عرصه شریک خدا قرار نداد. گویی این آیه در شأن امام حسین وارد شده است که می‌فرماید: دین چه کسى بهتر است از آن کس که خود را تسلیم خدا کرده و زیبا عمل کرد و از آیین ابراهیم حق‏گرا پیروى نمود؟گویی در عمل بین امام حسین و حضرت ابراهیم، پیوند معنوی وثیقی برقرار بوده است حتی اگر این تأویل را نپذیریم که امام حسین همان قربانی عظیمی بود که خدا به جای اسماعیل به ابراهیم هدیه داد .که به قول اقبال لاهوری:

آن امام عاشقان، پور بتول
سرو آزادی ز بستان رسول

الله الله بای بسم الله پدر
معنی ذبح عظیم آمد پسر

سرِّ ابراهیم و اسماعیل بود
یعنی آن اجمال را تفصیل بود

رمز قرآن از حسین آموختیم
زآتش او شعله‌ها اندوختیم

بسیاری بر این تصورند که با آمدن پیامبر اسلام شرک از صحنه زندگی مسلمانان رخت بربست غافل از اینکه اگر شرک ظاهری و پرستش سنگ و چوب رفت، شرک باطنی و پرستش طاغوت‌ها همواره ادامه داشته، دارد و خواهد داشت. ارزش آدمیان را در قیامت با لااله الا الله آنان می‌سنجند. نفی شرک و توحید یک موضوع مقطعی نبوده است بلکه آن وظیفه‌ای راهبردی در ادیان ابراهیمی است چون اصولاً خدا در میان هر امّتی، رسولی بر نگیخت تا مردم تنها خدا را بپرستند و از طاغوت، که خدایان زمینی آنان هستند دوری کنند .

درجایی که عقلای قوم جهان اسلام دنیا را بر حق ترجیح می‌دهند، تکلیف توده های مردم روشن است و از آنان چه توقعی است؟! مردم مدینه، مکه، طائف، ایران، شام و بصره همه مطیع طاغوت بودند بهترین آنان مردم کوفه بودند، که حداقل قلوبشان با حسین بود اما زمانی او را می‌خواستند که مزاحمت زیادی برای دنیای آنان نداشته باشند حتی بخشی از آنان حاضر بودند به نفع الهه نفس خود بر حسین تیغ بکشند. این تعبیر خود امام حسین از وضع عامه مردم بود که مردم بندگان دنیا هستند و دین، تا زمانی که دنیای آنها را تامین ‌کند ورد زبان آنهاست ولی زمانی که با بلا و گرفتاری همراه باشد حامیان دین اندک خواهند بود .

در میان عابدان دنیا تنها اما حسین عبد مخلص خدا بود. عبد در ادبیات نظام بردگی در برابر معبود همان صفر بودن است . به مرتبه عبودیت می‌رسد احساس می‌کند که در مقابل فرمانی که از ارباب محبوب خود می‌رسد قادر به هیچ کار دیگری جز مطیع او بودن نیست. به زعم بزرگان از صحابه و تابعین حسین دیوانه‌ای است که بی اعتنا به دنیای محبوب آنان از خطر و بلا و گرفتاری در راه کسب رضای محبوب خود استقبال می‌کنند. چرا نکند که او با خدای خود عهد بسته است که تنها مجذوب حق باشد به حق وفادار بماند و تسلیم شیاطین مستبد روزگار خود نشود .

از برای‌ یک‌ بلی‌ کاندر ازل‌ گفته‌ست‌ جان ‌
تا ابد اندر دهد مرد بلی‌، تن‌ در بلا

تنها عاشق است که حاضر است همه چیز خود را ابراهیم گونه و با کمال رضایت در راه معشوق بدهد:

عاشقان را شادمانیّ و غم اوست
دستمزد و اجرتِ خدمت هم اوست

عشق آن شعله ست، کو چون برفروخت
هرچه جز معشوق، باقی جمله سوخت

ابا عبدالله به تنهایی و با اندک یاران خود، ابراهیم گونه، خانه و کاشانه خود را رها کرد، و با هجرت خویش، خود و خانواده خود را آواره بیابانها و شهرها نمود و به جرم مبارزه با شرک و مشرکین بر سرش هجوم آوردند دوستان، اقوام، خویشان، برادر و فرزندان او را کشتند و او برای اعتلای کلمه حق خم به ابرو نیاورد و در نهایت با چهره برافروخته از شوق سربلند از اتمام این امتحان دشوار آخرین سرمایه خود را نیز تقدیم صاحب جان خود کرد و به زبان حال ‌گفت: الهی رضاً برضاک، تسلیماً لأمرک، صبراً علی قضائک، یا ربّ، لا معبود سواک. و پاسخ ‌گرفت که:

هر چه‌ بودت ‌ داده‌ای‌ اندر رهم‌
در رهت‌ من‌ هر چه‌ دارم‌ می‌دهم‌

والسلام

پ.ن. :

سلام بر دوستان عزیز جان

از اینکه مدام مرا یاد کردید و دلنگران بودید، از تاخیر در نوشتن خاطره، بی نهایت سپاسگزارم. به علت مشغله فراوان زندگی متاسفانه نتوانسته ام این اواخر همچون سابق به نت بیام و در خدمت تان باشم. امیداست ،که عذر مرا پذیرا باشید.

  
نویسنده : نبضگیر ; ساعت ٧:٤۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۳ آذر ۱۳٩۳
تگ ها :