از برلین تا بناب

خاطرات یک پزشک

" دیدار دوست "

 

 

به نام حضرت دوست که هرچه داریم از اوست

 

منم که دیده به دیدار دوست کردم بـاز   چه شکر گویمت ، ای کارساز بـنـده‌نـواز ؟

نیازمـنـد بـلا گــو رخ از غـبـار مـشـوی    که کیمیای مـرادست ، خاک کوی نـیـاز

ز مشکلات طریقت عنان متاب ، ای دل !    که مـرد راه نـیـنـدیـشد از نـشیـب و فراز

"حافظ"

 

 

 

سلام بر عزیزان جان محفل چهارشنبه شبهای خاطره گوئی مان .

عید فطر آمد و ماه رمضان گشت تمام       

بـر شمـا همسفـران سفـر روزه سلام

روزه هاتان همه در پبش خـداونـد قبول        

روزگار خـوشتـان مظهـر تـوفیـق مـدام

عید سعید فطر برتمام عزیزان جان مبارک وطاعات و عبادتهای تان قبول حضرت دوست باد.

خب همانطور که هفته های گذشته براتون نقل کردم،بلاخره خان های مختلف را با سماجت پیگیری کردم تا اینکه موفق شدم اجازه خروج،تعویض شناسنامه ،گرفتن گذرنامه و ویزای آلمان را بگیرم. و شش روز قبل از شروع آموزش نویرال تراپی سرانجام بعد از پنج سال از آخرین اقامتم در آلمان بسوی هامبورگ پرواز کردم. در این پرواز، تصادفا با آقایان محمد مجتهد شبستری (که یک زمانی امام جماعت مسجد هامبورگ بودند که در خاطراتم  "ای یک دله صد دله یک دله کن " به تاریخ اول اردیبهشت 89 ذکر خیرش را کرده بودم )و محمد جواد حجتی کرمانی و دکتر سروش ، هم پرواز بودم  وآنها درست در ردیف جلوی من نشسته بودند. هرساله در آلمان سمینارهای مشترکی با اندیشمندان مسیحی آلمان و اندیشمندان ایرانی برگزار میشه که مرحوم پرفسور سید عبدالجواد فلاطوری که از اساتید بزرگ اسلام وشرق شناسی در داشگاهای آلمان بود نیز شرکت می کردند.و سفر این بزرگواران به اینجهت بود. خیلی دوست داشتم که منهم در این سمینار شرکت می کردم ولی بخاطر همزمان بودن با آموزش نویرال تراپی امکان پذیر نشد. ولی با گپی که با عزیزان در طول پرواز داشتم.زمان پرواز خیلی سریع گذشت.

کلاسهای این دوره نویرال تراپی در مرکز درد درمانی شهر برمن بود،برمن از شهرهای بندری درشمال آلمان است،و به شهر لوبک نزدیکه.لذا تصمیم گرفتم که برم پیش کلاوز در لوبک.کلاوز که یادتون هست؟که چطور با هاش آشنا ودوست صمیمی شدیم. عزیزانی که تمایل داشته باشن خاطره آشنائی با کلاوز را بدونن ،می تونن به خاطرات میهمان ویژه مراسم کریسمس :: چهارشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳۸٩ » پاپا نوئل Weihnachtsmann :: جمعه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸٩  فرشته :: چهارشنبه ۵ خرداد ۱۳۸٩ و.. به آرشیو مراجعه کنند.

به کلاوز زنگ زدم ،گفتم :یه برنامه آموزشی در برمن دارم ،اگر هستی می خوام دوسه روزی بیام پیشت .کلاوز از خوشحالی انگار داشت پر درمیاورد،گفت بیا که شدیدا به هم صحبتی چون تو نیازمندم.با وحود اظهار خوشحالی ته صداش به نظر غصه داشت.پرسیدم چیزی شده؟ گفت : داستانش طولانیه، بیا خیلی باهات حرف دارم.یه بلیط قطار گرفتم و از هامبورگ رفتم به لوبک.بعده پنج سال دوباره لوبک وکلاوز را می دیدم.کلاوز اومده بود،ایستگاه راه آهن به استقبالم. مثل همون بار اولی که روی سکوی بالای ایستگاه راه آهن ایستاده بود و بین جمعیت دنبال من می گشت. با کاپشن قرمزی که تنش بود از دور شناختمش و دستی تکان دادم.ولی این بار تنها اومده بود.چمدونمو از دستم گرفت و گذاشت زمین ومنو محکم در بغلش فشار داد. وبعد مثل بچه ها شروع کرد گریه کردن.و منم بی اختیار از گریه کردنه او اشک تو چشمام حلقه بست. وآهسته روی گونه هایم سرازیر شد.حدسم درست بود. در عین ابرازخوشحالی از دیدن من،غمی درچهره و چشماش بود.سوار ماشینش شدیم به طرف خونه شون راه افتاد. بین راه از همسرش "برگیتا" که که بهش گیتی می گفتند و از پسر و دخترش " آکسل" و "تانیا" پرسیدم. گفت می ریم خونه مفصل صحبت می کنیم ولی باز چیزی نگفت.بعد رو به من کرد و گفت: میدونی "سید" ! میدونی چقدر از دیدنت خوشحالم ! خوشحالم که  از جنگ و از موشک باران های مرتب تهران  جون سالم بدر بردی .

بالاخره رسیدیم خونه. کلاوز گفت : پنج ساعت پرواز و نیمساعت هم فطار تورو خسته کرده . اطاق بچه هارو برات آماده کردم برو یه کمی بخواب . تا من صبحانه را آماده کنم. بعد یه دنیا باهم حرف داریم. 

خب تا من چرتی بزنم وخستگی راه را بدر کنم و کلاوز صبحانه را آماده کنه،شما عزیزان جان را تا هفته آینده به خدا می سپارم.

الهی !

نسیمی دمید از باغ دوستی ،

دل را فدا کردیم .

بو یی یافتیم از خزینۀ دوستی ،

بپادشاهی بر سر عالم ندا کردیم.

                         ( خواجه عبدالله انصاری)


دوستان عریز امر کرده بودند که یک مثالی از روش درمان با سیستم نویرال تراپی عرض کنم.امروز سعی میکنم یک نمونه خدمتتون بیان کنم.که از سمیناری در وین پایتخت اتریش گزارش شده.

خانومی 30 ساله مدتی بود که ازیک درد انقباضی در ناحیه چپ قلب اش رنج میبرد که به شانه  وبازوی چپ تا انگشتانش منتشر می شد. واین درد بیشتر در حالت نشسته پیش می آمد،نه در حالت فعالیت بدنی یا در حالت خوابیده.

پزشک خانواده بیمار با نوار قلبی های متعددی که میگیرد هر بار نوار علائم ،اختلال گردش خون قلبی را به فرم فقدان R  در V1 – V3 را نشان می داد. پزشک خانواده بیمار را به یک پلی کلینیک دانشگاهی ارجاع می دهد ،که در آنجا هم همین تشخیص را می دهند.ودر آنجا همان درد بعلاوه درد در پس گردن ودردهای سوزنی فرم در ناحیه چپ سینه نیز اضافه می شود.رادیولوژی از معده ورودها وکلیه و سینتی گرام از گواتر همه سالم نشان می دهد.کوروناروگرام کاملا طبیعی بود طوریکه هرگونه تنگی عروق فلبی را رد می کرد. در یک ونتریکولار گرافی در قسمت دیوارۀ جلوی نوک بطن چپ محدودیت انقباضی و در ناحیه پشت دیوارۀ دیافراگم یک هایپر کونتراکسیون نشان می دهد.علت تغییرات نوار فلبی و اختلال انقباضی در اثر ترومبوز درشاخ بطن چپ جلوئی را مصرف سیگار و داروهای ضدبارداری داده شد. لذا بیمار را از مصرف سیگار و داروی ضد بار داری مطلقا منع کردند.

روان درمانی و داروهای ضد افسردگی بدون نتیجه بود.بلاخره بیمار وقتی نتیجه ای نمی گیرد به کلینیک درد درمانی مراحعه می کند.در معاینۀ کامل اولیه متوجه میشویم که یک شکستگی در ناحیه ترقوۀ چپ داشته که بد جوش خورده.بیمار می گوید که این شکستگی مربوط به شش سال قبل می شود.

در ناحیه چپ پس گردن تا محل رشد موی سر، و در خط میانی تا قسمت چپ گردن الی لبه چپ استرنوم وشانه و تمام بازو ی چپ تا انگشتان یک درد شدید وجود داشت.طبق اظهاربیمار درتمام این ناحیه احساس درد همراه باسوزش را دارد.

نوار قلبی باز مثل گذشته فقدان Rدر V1_V3  را نشان می داد.ارگومتری تا 140 وات در حد نرم را نشان می داد.آنژیوگرام ساب کلاویای چپ طبیعی بود.رادیولوژی توراکس نیز خوب بود فقط در رایوگرافی مهرهای گردنی بین C1  وC3 یک وضعیت کششی آشکاری را نشان می داد.

ارزیابی :

ذر این بیمار ما غیر از فقدان R در V1-V3 در اثر اسکاری که در راس دیوارۀ قدامی بطن چپ وجود دارد،یک Sympathalgie در ناحیۀ ساب کلاویای چپ (پس گردن-شانه-بازو) در اثر شکستگی ترقوه چپ ، با دیسلوکالیزاسیون آشکار  ad axim et attlatus دیده میشود.که بد جوش خورده.

درمان :

در محل شکستگی و سرخرگ ترقوه نویرال تراپی " لوکال آنستزی درمانی " انجام می دهیم.بلافاصله بیمار اظهار می دارد که درد از تمام مناطق یاد شده بر طرف شد.این درمان به فاصله یک هفته سه بار تکرار می شود،تا درمان کامل گردد.بعد از آن بیمار اظهار رضایت کرده وتمام علائم قبلی برطرف می شود.البته بیمار را جهت داشتن  شکستگی قدیمی ترقوه فیزیو تراپی هم توصیه میشود.حال بیمار مدت چند سالیست که بدون درد زندگی آرامی دارد .

 

 

  
نویسنده : نبضگیر ; ساعت ٤:٤۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٩ شهریور ۱۳٩٠
تگ ها :