از برلین تا بناب

خاطرات یک پزشک

دعا نویس

 

به نام حضرت دوست که هرچه داریم از اوست

 

خوشا آنان که الله یارشان بی
به حمد وقل هو الله کارشان بی
خوشا آنان که دائم در نمازند
بهشت جاودان بازارشان بی

(بابا طاهر)

 

در واپسین روزهای شعبان و در آستانه ماه مبارک رمضان، بر تمام عزیزان جان و همراهان و همدلان همیشگی محفلمان سلام و عرض ادب میکنم.

امیدوارم که در ضیافت الهی امسال ، همچون سنوات گذشته ، عنایت حضرت دوست شامل حالتان گردد.و در ساعات سحر و افطار و لیالی قدر این حقیر را نیز از دعا فراموش نکنید.

 یه روز از روزا در اطاقکی که درمطبم برای استراحت در نظر گرفته بودم ، داشتم نماز ظهرم را می خوندم.که بیماری وارد اطاق انتظار شد،دید اطاق انتظار خالیه و مریضی نیست، از منشی پرسید که دکتر نیست؟

منشی جواب داد:

چرا هستش ! داره نماز می خونه،یه دقیقه بشین الان نمازش تموم میشه و میاد .

بیمار با لحن تمسخر آمیزی جواب میده:

 په !!! دکتری که نماز بخونه دیگه نمیشه بهش گفت دکتر !! نه بابا ! از اون دکتری برنمیاد ، بهتره دعا بنویسه . آخه بمن گفته بودن که این دکتره از آلمان اومده،خیلی خوبه،پس نگو از قم یا نجف اومده و دعا نویسه ، نه دکتر !! عجب شیّادهائی پیدا میشن!! و با عصبانیت و غُر زنان از مطب میره بیرون  .

منکه از پنجره اطاقکم تمام حرفای این بیمار عزیز را می شنیدم،نفهمیدم نمازمو چطوری تموم کردم. و رفتم تو فکر ! خدایا علت یا علل این طرز تفکر و بد بینی به پزشکان چیه؟ چرا باید تصور بشه که پزشک خوب ،باید حتما بی دین باشه؟ آیا دین با علم منافات داره ؟؟؟ آیا باعث و عامل این برخورد،  طرز زندگی و عمل ما خود پزشکانه ؟ وگرنه در ذات دین ایرادی نیست !!؟ آیا دین بد معرفی شده؟ و یا پزشکان بد معرفی شدن ؟؟ و آیا.. آیا.. آیا.....

خلاصه این بار هم سر نماز مثل همیشه فکرم به هزار جا رفت الاّ به اینکه در محضر حضرت دوست هستم و دارم با او سخن می گویم. نماز من کجا !! و نمازی که بابا طاهر ازش یاد می کنه کجا!!!

 خوشا آنان که دائم برنمازند...

الهی  !

از نماز و روزه ام توبه کردم.به حق اهل نماز و روزه ات توبه این "نا اهل " را بپذیر  !

  
نویسنده : نبضگیر ; ساعت ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۸ تیر ۱۳٩۱
تگ ها :