از برلین تا بناب

خاطرات یک پزشک

سوره حدید

این هم دریافت پیامبر بود که همه ی جهان در تسبیح اند، نه فقط به زبان حال بلکه به زبان قال، یعنی صدایی، بانگی از آنها برمی خیزد که حواس انبیا آنها را می گیرد و می شنود. به صد زبان تسبیح خداوند می گویند، هم او را از ناپاکی ها و نقص ها مبرا می شمارند و هم از اوصافی که ما آدمیان برای خداوند می سازیم و برمی شماریم. یعنی سخن فقط طرد ناپاکی ها و نقص ها و عیب ها نیست، بلکه حتی آن اوصافی که ما گمان می کنیم که صفات کمالند، گمان می کنیم که وقتی که آنها را درباره ی خداوند بکار ببریم او را ستایش کرده ایم. حتی آن وصفها را هم کنار می زنند و خداوند را برتر از آنها می دانند.

در قرآن آیه ی دیگری هست که می فرماید : سُبحان اللهِ عمَا یَصِفُون، تسبیح خداوند باید کرد از همه ی اوصاف. بنابراین اینکه ما می گوئیم خداوند سمیع است، بصیر است، رحیم است، غفور است، اوصافی که در خود قرآن هم آمده است، با یک نگاه ژرفتری باید بدانیم که اینها همه ظرفهای کوچکی هستند، دیدگاه های تنگی هستند که ما ناچاریم آنها را به کار ببریم. مثل کوزه هایی که در دست داریم و کنار دریا نشسته ایم، دریا را نمی توانیم با خود ببریم، و مجبوریم که کوزه را در دریا بزنیم و به اندازه ی ظرفیت کوزه پُر کنیم. بیش از این حد ما نیست. آدمیان البته ظرفیتها، و پیمانه های مختلف دارند، اما هرچه باشد محدود است، کوچک است، تنگ است و با آن اقیانوس نسبتی ندارد. و لذا هرکس در هر حالتی که هست و در هر مرتبه ای از ادراک که هست و هر وصفی که از خداوند می کند، همواره باید بداند که این وصف قاصر است نسبت به آنچه در واقع هست. آن غزل بسیار زیبای سعدی که گفت :
کِه برگذشت که بـوی عَبیـر می آید
که می رود که چنین دلپذیر می آید
هـزار جـامهِ معنی که من بَـپردازم
به قامتی که تو داری قَصیر می آید
این پارچه هایی که در اختیار ما است، هر لباسی برای تو بدوزیم، آخر به اندام تو و قامت تو کوتاه است...

دکتر عبدالکریم سروش ـ "تفسیر سوره حدید 2"

  
نویسنده : نبضگیر ; ساعت ٦:٥٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ شهریور ۱۳٩٤
تگ ها :