از برلین تا بناب

خاطرات یک پزشک

دیدنیها

به نام حضرت دوست که آرامبخش دلها اوست .

 

سلام بر عزیزان جان !

بهار هم با تمام زیبائهایش تمام شد،امیدوارم که بهار زندگیتان همیشه پرشکوفه و پر بار باد.

هفته پیش عرض کردم که خوشبختانه این کار بود که اکثرا دنبال من می اومد،و مرتب سوپروایزر تلفن می زد و بهم کار می داد. و گاهی من ناز می کردم و می گفتم امتحان دارم فرصت نمی کنم.ولی اکثر دانشجویان ناچار بودن برن "توسما" و ساعتها بشینن و منتظر کار باشند.

 اطاق کاریابی بود که توسط خود دانشجویان دردانشگاه اداره م شد.توسماTUSMA

از حروف اول" تلفن "   " اوند"  " شتودنت "  " ماخن "  " آلس " تشکیل شده،

یعنی " تلفن کن و دانشجویان همه کار براتون انجام میدن."

T=Telefonierenتلفن کن 

U= und و                      

S= Studenten  دانشجویان 

M= machenانجام می دهند  

A= allesهمه چیز را          

دانشجو ها می رفتند" توسما" و اونجا می نشتند تا کسی تلفن کنه و کار مناسبی پیشنهاد بشه.همه جور کار بود.از بچه نگهداشتن گرفته تا کارهای فنی،کارگری ووو...........

 ازکارهای جالبی که انجام دادم، غیراز کاربرای کانال دوم تلوزیون آلمان درسیرک  که قبلا براتون تعریفشو کردم ،یه کاری هم اونموقع که درفرایبورگ بودم انجام دادم ،که خالی از لطف نیست،اگر حوصله شو دارید براتون تعریف کنم.

حتما این ستونهائی را که درکنار خیابانها، پیاده روها که پوسترهای تبلیغاتی روش می چسبانند دیده اید. درفرایبورگ یک شرکت مبلمان سازی عین همین ستونها را با فیبر بسیار سبک ساخته و دوربرش پوسترهای تبلیغاتی مبلمان خود را چسبونده بود. و یک کشی هم بصورت ضربدری در داخل ستون تعبیه کرده بود.حالا کارمن این بود که برم داخل این ستون و کشها روی شانه ام  قرار می گرفت و در مقابلم به یک دریچه ای باز کرده بودند که بتونم جلومو ببینم. و از صبح تا شب کارم این بود که درخیابان سنگفرشی که مخصوص عابر پیاده در مرکز خرید شهر بود برم،تا در معرض دید خلق الله باشم.یه صندلی تاشو سبک هم داده بودند که هر وقت خسته شدم بشینم.منم کتاب زبانم را برداشته بودم و از هر فرصتی استفاده می کردم و درسمو می خوندم.

گاهی هم شیطنت هائی می کردم.

یعنی از پنجره تعبیه شده بر ستون بیرون را نگاه می کردم،وقتی می دیدم یه عده زن وبچه با باباشون دارن میان بطرف ستون و می خوان پوسترها رو نگاه و بخونن.یه دفعه حرکت می کردم بطرفشون، وقتی میدیدن که ناگهان ستون به اون بزرگی داره  حرکت می کنه ،عکس العمل آنها شبیه همان دیدنیها میشد.و کلی همه می خندیدند.چون باورشون نمی شد که این ستون استوانه ای از مصالح ساختمانی نباشه.بله اینهم از کارهائی بود که هیچوقت یادم نمیره. و درامدش ای بدکی نبود.    

ولی با ورود به بیمارستان دیگه دنبال کارهای متفرقه نرفتم.و همانطور که گفتم هزینه

زندگیم به این طریق تامین می شد.

هنوزتا ساعت یازده شروع فوتبالُ فرصت داریم ،فکر کنم آلمان بازی داره.اگر اجازه داشته باشم یه توضیح کوتاهی هم برای خسرو خان و سایر علاقمندان پزشکی یک روند کوتاهی از تحصیلات پزشکی در آلمان بگم،وباز هروقت موردش پیش آمد باز جزئیات دیگررا خواهم گفت.

 

تحصیلات پزشکی در آلمان:

دوسال یا چهار ترم دوره علوم پایه است.که دروس پایه مثل فیزیک ،شیمی،آناتومی،

هیستولوژی،فیزیولوژی وو...که آخرهرترم توسط استاد مربوطه امتحان کتبی و گاهی

هم کتبی و شفاهی گرفته میشه.پس از پاس کردن کلیه دروس این دوسال یک امتحان

سراسری در کل آلمان طی دو روز از ساعت 9 الی 13 از همان دروس پاس شده گرفته میشه.با حداقل نمره یعنی 60% مجوز ورود به دوره بالینی داده می شود.در صورت یک نمره کمترشش ماه دیگرمیتوان دوباره در امنحان مشابه شرکت کرد.در صورت دوبار رد شدن،دیگردانشجواز ادامه پزشکی محروم می گردد. این امتحان سراسری فیزیکوم نام دارد.

دورۀ بالینی به سه دوره تقسیم میشود:

دوره اول باز دوسال است،پس از یاس کردن تمام دروس باز یک امتحان سراسزی به نام اگزام یک مثل فیزیکوم ولی با این تفاوت در صورت عدم موفقیت می توان دوره دوم را شروع کرد،ولی باید ترم بعد دوباره در امتحان اگزام شرکت کند.

دوره دوم هم باز دوسال است بازمثل دوره های قبلی.و در پایان دوره باز پس از پاس

کردن تمام دروس و در صورت قبولی اگزام یک باید در امتحان سراسری اگزام 2 شرکت کرد.در این مرحله نیز اگر کسی دوبار ناموفق بود ،دیگر از ادامه تحصیل محروم می گردد.

دوره سوم یک سال است و"پراکتیشه یار" یا همان انترنی است. در این یکسال بصورت عملی دربخش داخلی،جراحی ودر یک رشته تخصصی که بعدا دانشجو تمایل دارد در آن رشته تخصص ببیند(که من اورتوپدی را انتخاب کرده بودم) باید کار کرد.ودر پایان دوره فوق باز یک اگزام سه که در سراسر آلمان هماهنگ انجام می شود باید شرکت نمود.در صورت قبولی در یک امتحان شفاهی در سه رشته ای که پراکتیک شده انجام میشود.بدین ترتیب که سه استاد مربوطه سه بیمار در رشته های داخلی و جراحی و رشته تخصصی دلخواهی که گذرانده معرفی می شود،دانشجو باید بیماران را ویزیت کرده و سپس در یک جلسه مشترک به سئوالات هر سه استاد باید جواب دهد.باز مثل مراحل قبلی اگر دوبار ناموفق باشد،با وجود گذراندن تمام دوره پزشکی باید ازپزشکی خدا حافظی کند.

امیدوارم که تونسته باشم تا حدودی شما را باروش آموزش پزشکی آشنا کرده باشم.

باز اگر سئوالی بود در خدمت هستم.

تا چهارشنبه شب دیگر بدرود.

  
نویسنده : نبضگیر ; ساعت ٩:٥٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢ تیر ۱۳۸٩
تگ ها :