از برلین تا بناب

خاطرات یک پزشک

تخم مرغ مقدس؟!

به نام حضرت دوست که هرچه داریم از اوست

سلامی ازسرزمین بسیار دورازشرق آسیا بر دوستان همراه و همدل.

ادامه خاطراتم در باره نوفل وشاتورا ازیک کشوراسلامی به نام مالزی ادامه می دهم.اگرعمری باقی بودبعنوان سوغاتی ازدیده هایم دراین سفر برایتان درفرصت مناسب تعریف خواهم کرد.

خب برگردیم به نوفل لوشاتو.

.خدابیامرز مرحوم شهید عراقی سرآشپزبود،هرروزآبگوشت تخم مرغ درست میکرد.یه خبرنگارآلمانی،که مدتی در نوفل لوشاتو اتراق کرده بود و می خواست از نزدیک با زندگی وآداب ورسوم امام آشنا شود و آنرا با پاپ مقایسه می کرد،چون طرز زندگی ونوع غذاهائی که پاپ درواتیکان می خورد را نیز دیده بود یک روزازامام می پرسد:حضرت امام ! آیا تخم مرغ در اسلام مقدس است؟امام با تعجب جواب می دهند : نه ! چرا این سئوال به ذهن تان رسیده؟ خبر نگار جواب می دهد چون من یک هفته است که اینجا هستم و می بینم شما و همراهانتان هرروز تخم مرغ می خورید.

که امام به شهید عراقی می گویند از این به بعد به میهمانان غذا های متنوعی دهید.

یکی دیگر از خاطرات شیرین در نوفل لو شاتو بر می گرده به چهارم دی ماه 57 آخرین باری که رفته بودم خدمت امام (ره).چهارم دی ماه برابر 25 دسامبرمصادف با میلاد حضرت مسیح بود.حضرت امام به این مناسبت به  همسایگان وتمام پلیس هائی که حفاظت منطقه مسکونی امام را بعهده داشتند توسط دامادشان مرحوم آقای اشراقی گل اهدا نمودند.واین عجیب در آنها اثر مثبت گذاشته بود.ویک پیام تبریک بلند بالائی به اهالی دهکده و تمام مسیحیان جهان ارسال نمودند.که بازتاب خیلی خوبی داشت.و ازساکنین و همسایگان بابت زحمتی که برایشان بوجود آمده و آسایش شان مختل شده پوزش خواسته بودند.از این مراسم کلی عکس گرفته بودم ولی چون شب بود کیفیت عکسها خوب نیست. ببینم حالا اگر تونستم با تکنیک کنار بیام براتون چند تائی ازآن عکسها را نشون می دم.

از فرصت استفاده کردم درمراسم شب میلاد حضرت عیسی بن مریم (س) به کلیسای بزرگ و تاریخی پاریس یعنی" کلیسای نوتردام" سری زدم.با دیدن این کلیسای با عظمت بلافاصله یاد جنایات کشیش هائی که در دوره قبل از"انقلاب فرانسه" درهمین کلیسا انجام دادند ویاد داستان "گوژپشت نوتردام "از ویکتورهوگو وفیلم بسیار جالبی که با هنرمندی "آنتونی کوئین" در نقش گوژپشت دیده بودم، افتادم. در یک لحظه تمام آن صحنه ها مثل پرده سینما از نظرم گذشت.

بقول مرحوم شریعتی با این مثلث شوم "زر و زور وتزویر" چه جنایاتی که نکردند. آنهم به نام دین!!!!!   

الهی !

سالیانی می پنداشتم که ما حافظ دین توایم، "استغفرک اللهم"

حال فهمیدم که دین توحافظ ماست،" احمدک اللهم" !

خب درسفرهستم،سخن کوتاه کنم،تا هفته آینده شما عزیزانم را به خدائی  می سپارم که دینش حافظ ماست .

  
نویسنده : نبضگیر ; ساعت ٢:٤۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٤ شهریور ۱۳۸٩
تگ ها :