از برلین تا بناب

خاطرات یک پزشک

ثمرۀ سیر و سفر

 

به نام حضرت دوست که آرامش دهندۀ دلها اوست

 

سلام برعزیزان همدل وهمراهم.هفته گذشته ازجاذبه های توریستی قسمتهائی که دید بودم خدمت تان تعریف کردم وخیلی جاهای زیبائی نیز بود که دیگر فرصت نشد ببینم.مثل سواحل دریای خلیج تایلند ودریای آندامان.که خیلی ازش تعریف میشه.که دارای زیباترین سواحل ومناطق شنا دردنیاست،سواحلی با شنهای سفید ودرخشنده که کیلومترها درحاشیه آبهای خوش رنگ جزیره استوائی امتداد دارد.گفته میشود با پیاده روی در ساحل میتوان شاهداولین تجربه لاک پشتهای تازه بدنیا آمده به دریا بودوباآرامش وصفای زندگی در جزیره آشنا شد. خلاصه ترکیب مجذوب کننده ای ازشهرهای سنتی ومدرن،میراث آمیخته چند فرهنگی،غذا،هنرمعماری متنوع ،این کشوررابین  اللملی ساخته است.

 

در دیداری ازدانشگاه ویک بیمارستان دانشگاهی با چندتن از همکاران پزشک شاغل درآنجا نشستی داشتیم.که برام جالب بود که مطرح کردن آن در اینجا از حوصله این محفل خارج است.اگر احیانا دوستان همکارم تمایلی داشتند،می توانم اطلاعاتی خدمتشان عرضه دارم.ولی خدمت عزیزان جانم عرض کنم ، بیمارستانی که دیدم بیشتر شبیه یک هتل 5ستاره بود.اورژانس آن هیچ شباهتی به اورژانسهای بیمارستانهای دانشگاهی ما نداشت،که مملواز جمعیتی سرگردان که چپ وراست درحال دویدنند وبیماران در گوشه های راه روها وپله ها وروی زمین ولوهستند.درحالی که اورژانسی که من دراینجا دیدم بیشتر شبیه سالن انتظار فرودگاهای مدرن بود،که بیماران نشسته بودند وبه نوبت نام بیمار پیچ می شد وپزشگ معالج به استقبال بیمارش می رفت و اورا تا تخت وقسمت مربوطه مشایعت می کرد.

 

خب ازاین موضوع هم بگذریم.یکی از دوستان عزیز محفلمان سئوالی در مورد نقش "ماهاتیرمحمد" نخست وزیراسبق مالزی درپیشرفت مالزی کرده بودند.اگر موافق باشید با اشاره ای کوتاه به آن، سفر نامۀ مان را به پایان برسانیم. مالزی قبل ازاستقلالش یک کشوربسیارعقب افتاده ای بود،که اکثرا درروستا ها وجنگلها ودرپائینترین سطح امکانات، زندگی می کردند ودرآمد سرانه هرنفرکمتراز100دلار بود.مناقشات و جنگهای مذهبی ناشی ازوجود18دین ومذهب ونژاد کشورراناامن نموده بود.ماهاتیر محمد خود از یک خانواده فقیر11نفری بود وازفروختن موزدرخیابانها دردوران مدرسه به امرارمعاش کمک می کرد.مهاتیرپس ازپایان تحصیلات دانشگاهی دردانشگاه  پزشکی سنگاپور به کشور خود برمی گردد وبعنوان جراح به استخدام نیروهای انگلیسی که کشورش رااشغال کرده بودند،درمی آید.پس ازخروج نیروهای انگلیسی مطبی میزندوشروع به طبابت کرده ونیمی از وقتش را صرف معالجه رایگان افراد فقیر می کند. در سال 1964 با وارد شدن به مجلس ملی رسما وارد سیاست میشودودرسال 1970 کتاب معروف خود به نام"آینده اقتصادی مالزی" را به رشته تحریر در آورد،که همین کتاب بعدها پایه و اساس تفکرات آن مرد جهت تحول اقتصادی کشورش گردید. بهرحال مهاتیردرسال1981 یعنی شروع انقلاب اقتصادی یک جراح در مالزی به نخست وزیری انتخاب می شود.وازسال1981 الی 2003 مالزی را دگرگون می کند،ودر آمد سرانه100دلاری رابه 1600 دلار در سال میرساندوصنعت جهانگردی را ایجاد می کند،که امروزه34میلیارد دلار درآمد آنست ودرصنعت برق و الکترونیک خود را بعنوان یکی از صادرکنندگان لوازم برقی و الکترونیکی به دنیا معرفی میکند.وبا وضع قوانین شفاف و ضوابط مشخص درهای اقتصادی کشور را بسوی سرمایه داران خارجی گشودوبا تاسیس شرکت عظیم پتروناس در برجهای دوقلوی کوالالامپور بازار بورسی با یک ملیون دلار معامله در روز پایه ریزی کرد. وصدها پروژه وخدمات فرهنگی ورفاهی برای مردم کشورش ایجاد نمود وسرانجام درطی مدت 21سال درسال 2003 برای همیشه از سیاست کناره گیری کرد وقدرت را به  نیروهای جوان وتازه نفس سپرد.

 

بله دوستان عزیزم،واقعا باورکردنی نیست که چگونه درعرض 21سال آن کشورکاملا عقب افتاده(که بقول بعضی ایرانیان مقیم آنجا که به فرهنگ خود فخرمی کنندومردمان مالزی را قبول ندارند،می گویند اینها تا دیروز مثل میمون بالای درخت زندگی می کردند) تبدیل به یک کشورمدرن وزیبا شده ومردم دررفاه زندگی می کنند.وازهمه مهمتردرآرامش بسرمیبرند وبا مفهموم استرس بیگانه هستند.

خب اینم سفرنامه ما به عنوان سوغاتی تقدیم حضورتان شد. امیدوارم مقبول عزیزان جانم بوده باشد.انشاالله ازهفته آینده برمی گردیم به برلین وادامه خاطرات . تا چهارشنبه شب دیگروبه امید حضوریاران در محفلمان بدرود.

 

الهی !

ثمره درس وبحث وفکروذکرو سیر وسفرم این شد که جهان راجهانبانی است و جان را جانانی. 

 

  
نویسنده : نبضگیر ; ساعت ٩:٥٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ آبان ۱۳۸٩
تگ ها :