از برلین تا بناب

خاطرات یک پزشک

حکایت همچنان باقیست

بشنو از نی چون حکایت می کند

                                از جدا یی ها شکایت می کند

 

در ادامه خاطرات به بحث مقدم بودن پرورش بر آموزش رسیده بودم که، احساس کردم،مخاطبین عزیزم خسته شدن، ادامه شکایت را یعنی بحث را به امشب حواله دادم.ولی با کمال مسرت دریافتم که اینچنین نیست.همکاری بسیار

بزرگوار نه تنها خسته نشدند،بلکه در قسمت اظهار نظرها بااستدلالی پر نغز در مقام نقد برآمدند.وقتی نقد این برادر وهمکار بزرگوارم را خوندم،کلی کیف کردم.شما منو یاد  جلسه های بحثهای داغ دوران دبیرستان در تهران و دانشگاه در آلمان انداحتید.یاد بحثهای ایدیولوژیکی اوایل انقلاب  که در هر محفلی وجود داشت ،حتی بصورت زنده مناظره های صاحبان اندیشه های مختلف را پخش می کرد،یاد ایام جوانی،چه دوران پرنشاط و پر انرژی بود ،انداختید.آقای دکتر شما منو بیش از چهل سال جوان کردید، احساس می کنم در همون حال و هوای زمان دانشجویی هستم. بی خود نیست که دخترم فخرالسادات میگه :بابا از موقعی که ویلاگ نویسی می کنید شاداب شدید

دیگه در چهرتون خستگی دیده نمیشه.بچه ها میگن: چرا از مسیر خاطرات خارج شدید؟زدید تو خاکی!!! ولی عزیزانم! افکار واندیشه هایم نیز بخشی از زندگی و خاطراتمه. من با اندیشه هایم زندگی کرده ام،با آن، مبارزه کرده ام،همه همین طور هستند، انسان با اندیشه اش زندگی می کند وشناخته می شود.

                                 ای برادر تو همان اندیشه ای

                                 مابقی تواستخوان وریشه ای

بحث بر سر این بود که طبق برداشتم ازقرآن که می فرماید ... یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه ... پرورش مقدم بر آموزش است. دوست وهمکار جوان ما نقدی داشتند ،بدین قرار.

 

         " پزشک 78 ۱۱:۵۵ ب.ظ - چهارشنبه، ۱۱ آذر ۱۳۸۸

جسارت است اما من فکر میکنم مشکل از تقدم و تاخر نیست...مشکل از آن "و" است که به جای اتصال انفصال پدید آورده...آموزش هیچگاه جدا از پرورش نبوده ، دانش اگر با بینش آن دانش همراه شود، پرورش هم همراه دارد.

از رشته خودمان مثال بزنیم، پزشکی که واقعا ذات علم پزشکی را درک کند، چنان بینشی پیدا می کند که از بسیاری خطاها دوری کند.

فرقی ندارد، هر رشته دیگری که باشد، اساس علم تفکر منطقی است، وقتی منطق موجود در هر علم را کشف کردیم آن منطق میتواند وارد تفکر ما نیز بشود.

زیاده جسارت است "

  

 

همانطور که عرض شد ، سیاق وترتیبی که در قران وجود دارد بدون حکمت نیست،وتقدم تزکیه  به تعلیم کتاب و حکمت یا بعبارتی تقدم پرورش بر آموزش بدون حکمت نیست، همانطوریکه در دروس دانشگاهی بعضی دروس، پیش نیاز دروس دیگر می باشد، مثلا بدون گذراندن فیزیولوژی نمی توان پاتوفیزیولوژی را درک کرد، بدون پرورش هم نمی توان از علم بهرۀ بهینه گرفت.تزکیه پیش نیاز علم است.برای بدست آوردن محصول خوب گندم،"زمین آماده" پیش نیاز است.زمین خشک وشوره زار شخم نزده ،محصول نخواهد داد.پزشکی که اندیشه اش، بینشش سوداگری باشد،بجای التیام درد دردمندان ،بیشتر در فکر سودجویی خواهد بود،پزشکی که خمیر مایۀ جهان بینی ا اش حیوانی باشد،بجای نجات انسانها ، مثل پزشک احمدی ساواک ، با تزریق هوا جان انسانها را می گیرد.ووو......

تصور میکنم ، اگر روحمان،جهان بینی مان،و بتعبیر شما تفکر منطقی مان پرورش یابد،آنوقت در هر علمی،در هر زمینه ای، راه صواب  را خواهیم رفت.

این بحث تقدم و تاخر یک بحث قرآنی ویک بحث فلسفی است، و واقعا مشکل تربیتی وپرورشی جامعۀ ما تنها آن نیست.

 بقول شما مشکل تنها در مقدم و موخر بودن آموزش و پرورش نیست،و به تعبیر زیبای شما در فاصله افتادن بین آموزش و پرورش  توسط "و" نیز می تواند مزید بر علت باشد.ولی من معتقدم که متاسفانه پرورشی در حد قبول نبوده تا " و " فاصله ای انداخته باشد .

سی سال است که وزارت فرهنگ را  به آمورش و پرورش تغییر داده ایم.نتیجه ؟؟!!!!

خود حضرات و دست اندرکاران سیاست و فرهنگ معترفند که اوضاع اسف بار است.

تمام ابزارهای تعلیم وتربیت از مدارس ودانشگاهها گرفته تا مساجد و منابر،وصدا وسیما

با برنامه های 24 ساعته، ومطبوعات متنوع وهمه وهمه در ید قدرت بزرگان بوده.

نتیجه؟؟؟!!!

نماینده وسفیر جوان پرورش یافته این سی ساله ،هنوز از مرز هوایی ایران عبور نکرده،چهره عوض

می کند، حتی از اونور آبی ها هم سبقت می گیرد.ولی

نماینده و سفیر جوان قبل از انقلاب که در جامعه مختص غیر اسلامی پرورش یافته، سالیان سال در

مرکز اروپا وآمریکا زندگی می کند و نه تنها اعتقاداتش را از دست نمی دهد که هیچ، بلکه مصمم تر

می شود. وصدها مورد دیگر می توان مثال زد که خود شما عزیزان از من بهتر واقف اید، که در حوصلۀ

این مقال نم گنجد.

بحث بدرازا کشید و حوصلۀ بعضی از عزیزان بسر رسید.

                               شب به آحر رسید و حکایت همچنان باقیست

 

 

  
نویسنده : نبضگیر ; ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳ آذر ۱۳۸۸
تگ ها :