از برلین تا بناب

خاطرات یک پزشک

از حج چه آموختیم !

به نام حضرت دوست که رحمان ورحیم اوست

 

سلامی دگر باربردوستان ویاران محفل گرم دورکرسی نشینان چهارشنبه شبها.دردو سه هفتۀ گذشته خدمتتان عرض شد که چگونه تصمیم گرفتم که راهی حج شوم،وچگونه ازبرلین ازطریق اردن به میقات رسیدم وچگونه همراه خلق ودر مسیرمردم ودرمدار خدا وارد مطاف شدم،و چگونه در مقام ابراهیم پای جای پای ابراهیم خلیل الله ،بنای کعبه ایمان رانهادم.وچگونه هاجر وار "سعی" کردم ووو....

در بیست وسه روزی که در مکه و مدینه بودم،سعی کردم بیست وسه سال تاریخ رسالت پیامبر(ص) را دراین دوشهرمطلعه کنم.متاسفانه غیرازغارحرا وتا حدودی خود کعبه هیچ اثری ازجای پای پیامبر واصحابش باقی نمانده بود.نه اثری ازخانۀ رسول خدا(ص) ،نه اثری از خانۀ علی (ع) و فاطمه(س) ونه اثری ازمحله بنی هاشم وحتی نه اثری ازکوه صفا ومروه به چشم نمی خورد،صفا ومروه بیشتر شبیه یک سالن سرپوشیده شیک ومدرن را پیدا کرده،که در انتهای سالن مقداری شیب دارد،که مثلا کوه است،وهیچ "سعی" هاجرجستجوگربرای یافتن جرعه ای آب را تداعی نمی کند.وپیرامون خانۀخدا برجهای آسمانخراشی ساخته اند،که بیشترشبیه نیویورک می باشد تا خانه خدا وعظمت این هتلهای سربه فلک کشیده ،کعبه را تحت شعاع خود قرارداده.واین درست مخالف نظرپیامبراست که فرموده بودند:" خانه های خودرا بلندتر ومشرف برکعبه نسازید."

قاعدتا مرسوم است که درکناربناهای تاریخی ساختمانهای بزرگ ،مترو یا تونل وو..نسازند تا صدمه ای به این آثار زده نشود،وطبق نظر کارشناسان شهرسازی سعی می شود که بافت قدیمی شهرهای تاریخی حفظ گردد وخانه سازی ویا هتلهای بزرگ را درحومه شهربسازند. خانۀ بزرگانی که تاریخ ساز هستند ویا خانۀ دانشمندان وادیبان،شاعران را غالبا دولتها می خرند وتبدیل به موزه می کنند،تا آیندگان بدانند که در این خانه ها چه کسانی زندگی و چه اثرات جاودانه ای خلق کرده اند.  

ولی دولت عربستان متاسفانه تمام آثار تاریخی را با سوپرمدرنیزه کردن مکه و مدینه از بین برده اندوبه جای خانه پیامبروعلی و فاطمه وحتی خلفای راشدین عمر وابوبکروعثمان واصحاب انصار ومهاجر،فروشگاه های مدرن با اجناس اروپائی وآمریکائی ساخته اند،که حاجیان ما به جای مروربرتاریخ اسلام ودیدن ازمحل زندگی عمارویاسروکمیل سلمان فارسی،اباذروو... در فروشگاه هادنبال خرید لباسهای آنچنانی وزر وزیورباشند.

نتیجه ودرسی که ما ازحج وزیارت پیامبرگرفتیم این شد که :

آنها مبارزه کردند ،در تنگه شعب ابی طالب دوسال محاصره وشکنجه شدند،تن به مهاجرت دادند،زن را از بردگی وزنده بگورشدن نجات دادند، با وارد شدن فاطمه(ع)بر پیامبر(ص) رسول خدابرمی خواست وبر دستانش بوسه می زد.بدین ترتیب بردختروزن ارج نهادن درعصر جاهلیت را می آموخت.ولی ما هنوزکه هنوزاست درعصرتمدن زن را ضعیفه می دانیم وو..

 پیامبر(ص) با به عیادت رفتن به خانۀ آن زن یهودی که هرروزدرهنگام گذراز محله بر سرمبارکشان خاکستر و شکمبه گوسفند می ریخت،به ما درس شرح صدروگذشت وملاطفت با مخالفین را می دادند، ولی ما با شنیدن هرسازمخالف با او چه می کنیم؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!

علی(ع) بعنوان امیروامام عصرش نیمه های شب بطور ناشناس به درخانۀ یتیمان می رفت وبا قرصی نان مورد عطوفتشان قرار می دادند.

وما پس از برگشت ازسفرمثلا عرفانی حج، در سالنهای آنچنانی با چند نوع غذاهای رنگین ازچه کسانی پذیرائی می کنیم؟؟؟!!!

 

علی(ع) با قاتلش چه می کرد..

وما با کسی که با ما هم نظر نیست ،چه می کنیم؟؟؟؟!!!!

حسین(ع) درسی ازعرفه به عاشورا را داد

واما عرفه ما به کجا انجامید؟؟؟!!!

 

"الهی !

آن عرفات بیند و این عرصات،

آن را یک روز وقوف است واین را همه روز،

آن ازعرفات به مشعرکوچ کند و این از دنیا به محشر،

آن درک منی آرزو کند و این ترک تمنی را،

آن بهیمه قربانی کند واین خویشتن را،

آن بهشت طلبد و این بهشت آفرین را،

لاجرم آن حاجی شود و این ناجی،

خنک آن حاجی که ناجی است! "

                                     ( علامه حسن زاده آملی)

تا هفته ای دیگر با خاطرۀ دیگر بدرود.

  
نویسنده : نبضگیر ; ساعت ۸:٥۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ آذر ۱۳۸٩
تگ ها :