از برلین تا بناب

خاطرات یک پزشک

کومینی لاندز

 به نام حضرت دوست که آرام بخش دلها اوست

سلام برعزیزان جان و دوستان همراه وهمدلم.

همانطور که هفته پیش عرض شد.بلاخره با موافقت مرحوم دکتر پرویز جبل عاملی کار آموزی در بخشهای مختلف بیمارستان سینای تهران را شروع کردم.در این مدت خیلی چیزا یاد گرفتم ودر پایان دوره یک گزارش کاری حدود هفتاد هشتاد صفحه ای به زبان آلمانی نوشته و به آلمان برگشتم. کارآموزیم با نمره خیلی خوب پذیرفته شد وهزینه پرواز رفت وبرگشت را هم از دانشگاه برلین دریافت کردم.آنچه ازگزارشم مورد توجه اساتیدم قرار گرفت، پیوند عضله "لاتیسموس دورزالیس "بر عضله ساق پا بودکه برروی یک مجروح جنگی انجام شده بود.که در نوع خود برایشان تازه گی داشت.وخیلی دوست داشتند که توسط من ،جراحی که این عمل را نموده بود،به سمینار بین المللی جراحان دربرلین دعوت شود.تا تجربه جراحی خود بر روی مجروجین جنگی را در اختیارجهانیان قرار دهد.

در مجموع جراحان ایرانی در دنیا خوشنام هستند، واگر درایران امکاناتی که آنها دارند داشتند و فقط در زمینه علمی خود ، کارپژوهشی می کردند. در دنیا  منحصر بفرد می شدند. چنانچه همین جراحان ایرانی وقتی در اروپا و آمریکا از امکانات آنها استفاده می کنند و دربطن روش و سیستم درست آموزشی قرار می گیرند. بسیار موفق بوده واز همکاران اروپائی و آمریکائی خود گوی سبقت را می ربایند.مثل پروفسور دکتر سمیعی جراح مغز واعصاب در دانشگاه هانوفر آلمان .زمانی، کشور هلند طالب ایشان بود،ولی آلمان نپذیرفت .آلمانها معتقد بودند که تمام اعتبار دانشگاه هانوفر آلمان به او وابسته است. ما نمی توانیم اورا بدهیم. ولی می تواند بعنوان استاد میهمان در رفت وآمد باشد. ویا پروفسور دکتر رحیم رحمان زاده متخصص تراماتولوژی دانشگاه برلین که معروف به پنجه طلائی است. وبارها رئیس انجمن جراحان آلمان و اروپا شده. وبرنده جایزه ویژه ریاست جمهوری فدرال آلمان بوده.واکثرمجروحین جنگی اعزامی به آلمان را ایشان عمل کرده اند.که منهم سعادتی داشته در برخی عملها خدمتشان بودم.بعنوان مثال یه مجروح جنگی به نام "اصغر"ازتوابع بروجرد بود که دو چشمش را از دست داده ودست چپش از بازو قطع ویک پایش دراثراصابت ترکش چند بار درایران عمل شده بود. در اثرعملهای متعدد و وجود عفونت پای عمل شده ، حدود 5سانتی متر کوتاه تراز پای راستش شده بود و در نتیجه موقع راه رفتن شدیدا می لنگید. پزشکان در ایران گفته بودند که برای رفع لنگیدن پا ،باید پای راست را نیز 5سانت کوتاه کنیم یا با اضافه کردن ضخامت کفش ،کوتاهی پای چپ جبران شود.که ایشان هیچکدام از پیشنهادهای داده شده رانپذیرفته وبه آلمان اعزام میشود.که پروفسور رحمان زاده با یک عمل جراحی با "دستگاه واگنر"پای چپ کوتاه شده را به اندازه 5سانت بلند می کند وبه حالت طبیعی خود برمی گردد.

تقریبا میشه گفت درهربیمارستان دانشگاهی در آلمان یک پروفسور ایرانی رئیس یک بخش می باشد که پروفسورهای آلمانی آنها را معاونت می کنند. مثل پروفسور ناصری،پروفسور امینی،پرورش،حیدری،گودرزی،نجابت وو........

وجود این بزرگان باعث شده بود که اساتید آلمانی هم به ما ومن دانشجوی ایرانی نیز به چشم احترام بنگرند.یک باردر ویزیتی که رئیس بخش ارتوپدی هم حضور داشت.من جهت مراعات احترام ،خودمو کشیدم کنار تا سد راه پروفسور نشم تاایشان بتوانند جلوتر ازهمه وارد اطاق بیمار شوند.ایشان دست روی شانه من گذاشته می پرسند: دکتر جوان اهل کجائی؟

جواب میدم: ایرانی هستم .

پروفسور با لبخند میگه: هان ! " آوس کومینی لاندز" (از سرزمین خمینی) ! خجالت نکش برو جلو! مردان هموطن تو در اینجا اساتید بزرگ وبه نامی هستند. توهم مثل اونا خواهی شد.برو! برو جلو.خجالتی نباش و تعارف نکن!

واین احترام گذاشتن یک استاد و پروفسور آلمانی به خاطر سابقه درخشان هموطنانم را هیچوقت فراموش نمی کنم. آلمانی ها معروف هستند که مغرورند وبه این سادگی بیگانگان را تعریف نمی کنند. ویک ایرانی یا یک غیر آلمانی باید از نظرعلمی بقدری در سطح بالا باشد تا آلمانی همردیف اش معاون او گردد و به او وعلمش احترام بگذارد.

الهی !

 حاصل کار ودرسم این شده است که از غفلت به درآمده ام و در حیرت افتاده ام.

 

تا هفته دیگر وبا خاطرۀ دیگر به خدا می سپارمتان .

  
نویسنده : نبضگیر ; ساعت ٤:٠٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸٩
تگ ها :