از برلین تا بناب

خاطرات یک پزشک

خانه به دوش

به نام حضرت دوست که هستی ما از اوست

چون ماه نو از حلقه به گوشان توایم   چون رودخروشنده خروشان توایم

چون ابر بهاریم پراکنده توایم   چون زلف تو ازخانه به دوشان توایم

(رهی معیری)

سلام بر عزیزان همدل وهمراهم.

هفتۀ گذشته عرض شد ،ترمهای آخر تحصیلاتم بود،برای اینکه تمرکزی در درس خواندن داشته باشم ،تصمیم گرفتم از خوابگاه به یک آپارتمان کوچک خصوصی نقل مکان کنم. خدائیش از خوابگاه خیلی راضی بودم .ارزون، راحت ومستقل بود. برخلاف اینجا که شنیده و دیده ام که سه الی پنج یا حتی شش دانشجو باهم در یک اطاق زندگی می کنند، ولی در تمام خوابگاههای آلمان هر کس برای خود یک اطاق مستقل با حمام و سرویس بهداشتی وآشپزخانه  ومبله و مجهز به تمام وسایل زندگی نظیر یخچال، اجاق برقی،تختخواب،کتابخانه، میز تحریر،کمد لباس وو.... بوده وهنوزم همینطوره.برای متاهلین و یا دارای فرزند،دوخوابه وبزرگتر بودند. واکثرا هم دارای پارکینگ ، اطاق تلوزیون ومطالعه و سالن ورزش و... . ولی خب همانطور که گفتم اطاقم شده بود ، مرکز ستاد فعالیتهای دانشجوئی ومجبور بودم از ساعت نه صبح تا نه شب برم کتابخانۀ دانشگاه. واونم خسته کننده بود. لذا آرامش نداشتم.بلاخره تصمیم گرفتم یه آپارتمان شخصی بگیرم.ودگربار "خانه به دوشی" شروع شد.

در آلمان مثل ایران بنگاه معاملات ملکی نیست ، که بری اونجا دنبال پیدا کردن خانه ی اجاره ای.بلکه یه اداره ی دولتی هست که اسم دقیق اش یادم رفته،چیزی مثل اداره رفاه مردمی. یه روز رفتم اداره فوق ،قسمت اجاره خانه و تقاضای خودمو گفتم.خانم کارمند مربوطه با کمال مهربانی یه فرم داد و گفت : لطفا این فرم را پرکن. در فرم مربوطه یه سری سئوالات معمولی اسم وفامیل وسن وشغل وو.. بود .ومحل کار و درآمد سئوال شده بود.فرم را پر کرده، دادم بهشون،کارمند فوق یه نگاهی به جواب سئوالات انداخت و گفت بسیار خوب شما می تونید تشریف ببرید،حدود ده پانزده روز دیگه به آدرستان نامه ای خواهیم فرستاد ،که در آن سه آدرس در نزدیکی محل کارتان معرفی خواهد شد.بروید آن آپارتمانها را ببیند هرکدام را پسند کردید ،در محل مربوطه علامت بگذارید تا تدارک عقد قرار داد با صاحب آپارتمان داده شود واگر ازهیچکدام خوشتان نیامد ،در محل نپسندیدم علامت بگذارید تا باز سه آپارتمان دیگر را معرفی کنیم.

پس از حدود دوهفته ای که قول داده بودند نامه اومد ورفتم ویکی از آن سه آپارتمان که مناسب وضع مالی ام بود انتحاب کرده وقرارداد را بستم وتا آخرین روز اقامتم در برلین در همانجا زندگی می کردم.فرق بزرگی که این آپارتمانهای اجاره ای با ایران داره ، اینه که صاحبخانه اجازه بیرون کردن مستاجر را نداره. و مادام العمر می توان در آن سکونت داشت.کسانی را می شناختم که بیش از بیست سال در یک آپارتمان اجاره ای مستاجر بودن. مگر خلاف مقررات رفتار بشه،مثلا اجاره خانه را نداد ویا موجب اذیت وآزار همسایگان شد وبعد از ساعت ده شب صدای تلوزیون ویا موسیقی بلند باشه،اونوقت با یه شکایت ، پلیس آمده و با اردنگی آدمو بیرون می کنه.

اجاره خانه هم مناسبه ،البته هرسال با تورم موجود حدود ده بیست مارکی گرون می شد. وتازه می شد به سازمان رفاه مراجعه کرد. و مدارک خرج ودخل معتبر را نشان داد، وآنها پس از محاسبه اشل درآمد وهزینه  زندگی و اجاره خونه که باید چند درصد درآمد باشد،کمک می کرد.گاهی نصف اجاره خونه را دولت پرداخت می کرد وهر ماه به حساب بانکی واریز می کردن. آب که مجانی بود و پول برق وتلفن  و اجاره خونه هم را مرتب از حساب بانکی برداشت می کردن. ونیازی نبود که برای پرداخت قبوض واجاره  وبیمه به بانک مراجعه کرد،گاهی می شد که بابرداشت وجوه قبوض ،موجودی  حسابم منفی می شد ووقتی حقوقم راکه بیمارستان به حسابم می ریخت ، بانک طلبش را از حسابم بر می داشت. و بانک انقدر اعتبار به من دانشجو قائل بود ،که بدهی مرا بده تا برق یا تلفنم قطع نشه.

خب اینم مختصری بود راجع به خوابگاه و اجاره خانه در آلمان برای دوستانی که علاقمند بودند که اطلاعاتی داشته باشند. البته این موارد ، مواردیست که خود تجربه کرده ام. ومربوط به یکربع قرن پیشه.احتمالا حالا شاید خیلی بهتر شده ویا بخاطر مشکلات اقتصادی جهان امروز،میتونه اوضاع بدترهم شده باشده .درهرحال اگر سئوالی بود در خدمت هستم.

خب تا هفته آینده با خاطره وموضوعی جدید بدرود.

 

الهی !

اگر از دنیا مرا نصیبی است، به بیگانگان دادم.

واگر از عقبی مرا ذخیره یی است، به مومنان دادم.

در دنیا مرا یاد تو بس، ودر عقبی مرا دیدار تو بس.

دنیا و عقبی دو متاع اند بهایی

ودیدار نقدیست عطایی.

                                  ( مناجات خواجه عبدالله انصاری)

 

  
نویسنده : نبضگیر ; ساعت ٥:٤٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩٠
تگ ها :