از برلین تا بناب

خاطرات یک پزشک

" حق دادنیست یا گرفتنی؟ ویا..."

به نام حضرت دوست که هستی ما از اوست

 

"برای انسان عیب نیست که حقش تاخیر افتد، عیب آن است که چیزی را که حقش نیست بگیرد. "

حضرت علی (ع)

 سلام بر یاران هم دل وهمراهم.امشب مصادف است با شب مبعث ختمی مرتبت سید الانبیاء حضرت محمد (ص) . این عید بزرگ را خدمت تمام سروران عزیزم تبریک میگم. امید وارم که در قول و عمل، هدف از رسالت را دریابیم و از پیروان مخلَص آن حضرت باشیم.

دوستان ویارانی که هفته های پیش ما را همراهی می کردند به یاد دارند ،در گفتگوئی که با همکارانم در اورژانس بیمارستان داشتیم صحبت از گرفتن حق محرومیت از مطب شد، ازآنجائیکه من ازاین قانون خبر نداشتم وحق محرومیت از مطب را نمی گرفتم ،بنا شد که پیگیری کنم.واین حقیر چون تصور می کردم که اگر این حق محرومیت از مطب شامل حال من هم باشد،بلاخره یک روزی پرداخت خواهد شد.یکسالی از استخدامم گذشت  ، ولی هیچ خبری نشد.باز با توصیه دوستان که حق گرفتنیست ،نه دادنی، سرانجام با کلی کلنجار رفتن با خود، رفتم به دفتر امور مالی و مسئله محرومیت از مطب را مطرح کردم.

برادر مسئول گفتند : مگر شما نمی گیرید ؟گفتم نه. گفتند : پس لابد مطب دارید.چون کسی که مطب داشته باشه ،دیگه به او حق محرومیت از مطب تعلق نمی گیره.عرض کردم: نه جانم !من مطب ندارم و به قول شما فول تایم در خدمت شما هستم.مقداری پرونده منو زیرو رو کردند.و گفتند: هفتۀ دیگه بیائید تا جواب شما را بدم.

هفته بعد باز مزاحم شان شدم. برادر امور مالی گفتند که با مسئول بالاتر صحبت کردند و نتیجه این شده که، بله درسته ! به پزشکانی که تمام وقت برای دولت کار می کنند حق محرومیت از مطب تعلق می گیره. ولی ظاهرا به مجلس شورای اسلامی لایحه ای از طرف دولت آمده که ممکن است این قانون تغییر کند ویا به کلی لغو شود. عرض کردم : بسیار خوب ! مصوبه دولت  ، ورای و  قانونی که مردان قانون گذار به دولت ابلاغ می کنند. برای من لازم الاجرا ست. ولی تا زمانی که هنوز تفییری نکرده و هنوز قانون یاد شده ساری و جاریست.پس باید مثل سایر همکارانم شامل حال منهم گردد.در ضمن قانونی که هنوز تصویب نشده عطف به ماسبق نمی شود. هر وقت قانون عوض شد. ما هم مثل همیشه مطیع هستیم.باز بنا شد دلایل مرا به مقامامت بالاتر گزارش دهد . تا هفته دیگر نتیجه ابلاغ گردد.خلاصه سرتونو درد نیارم ، بعد از بارها رفت و آمد و بدون گرفتن دلیل منطقی ( البته از نظر من) کار به جائی نرسید.

اینجا بد نیست یک گریزی به یک خاطرۀ تقریبا مشابه ای از آلمان بزنیم وبعد خودتون میتونید،قضاوت کنید که فرق از کجاست تا به کجا !!! و نظر بدهید که "آیا حق گرفتنی است یا حق دادنی است ویا رسالت دولت در مورد احقاق حق امت چیست؟ ویا......"

یک امتحان بالینی  سراسری در دانشگاه های آلمان در پیش بود. من بصورت فشرده در بیمارستان مدتی کار کردم،تا دوماه مونده به امتحان یادشده دیگر کار نکنم. وفقط بشینم درس بخونم و خودمو آماده کنم.همانطور که قبلا گفته بودم اگه یادتون باشه. حقوقم را به حساب بانکی ام می ریختند. و هرچه هزینه برق وتلفن و اجاره  وبیمه و... بود از حسابم کسر می شد. و آخر ماه بک پرینتی از کار کرد حسابم به صندق پستی ام میومد که دریافتی و پرداختی و مانده حساب در آن درج می شد.دریافتی من تنها حقوق ازبیمارستان بود بعلاوه کمک اجاره خونه که قبلا باز براتون تعریف کرده بودم.

یه روز که به صندوق پستم سرمی زدم ،دیدم پرینت کار کرد بانکی اومده و حدود هزار مارک به حسابم واریز شده.مونده بودم معطل که این پول از کجا اومده. این حقوقم نبود و کمک اجاره هم که نبود. پیش خودم گفتم هرچی باشه دو سه روز دیگه نامه ای خواهد اومد و مشخص میشه که واریز کننده پول چه کسی و یا کجا ست.سه روز بعدش ،نامه ای از بیمه آمد و نوشته بود:

جناب آقای سید... !

شما در مدتی که در بیمارستان سانت هیلدگارت  برلین کار می کردید ، طبق قانون کار آلمان  بیمه بوده اید و از حقوق تان حق بیمه کسر شده ، در حالیکه شما از طرف دیگر بعنوان دانشجو نیز بیمه بوده اید و حق بیمه را پرداخت کرده اید.در نتیجه اضافه پولی که از شما دریافت شده به اضافۀ سودش عودت داده و به حساب بانکی تان واریز شد.

همانطور که عنایت کردید،بدون اینکه من اطلاعی از این قانون داشته باشم. .یا به دنبال حق وحقوقم باشم ،خودشان متوجه شده و حق قانونی مرا دادند.خب اینهم یک سیستم مدیریتی است،که خود را موظف می داند، حق وحقوق امتش را پاس دارد.

الهی !

بسیار کسانی دعوی بندگی کرده اند و دم از ترک دنیا زده اند،تا دنیا بدیشان روی آورد،جز وی همه را پشت پا زده اند.

این بنده در معرض امتحان در نیامده شرمسار است، به حق خودت "ثبت قلبی علی دینک ! "


تا هفتۀ دیگر با خاطره ای دیگر شما عزیزان جان را به خدا می سپارم. یا حق !

  
نویسنده : نبضگیر ; ساعت ٥:٠٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۸ تیر ۱۳٩٠
تگ ها :