دین شریعتی

به نام خدای محمد(ص)،پیامبر رحمة اللعالمین.

 

سلام بر عزیزان محفل گرم خاطره ها!

 

ازفرصت استفاده کرده،پیشاپیش بیست وهفتم رجب، مبعث

نور نخستین،نبی مرسل و مللک مقرب را به شما عزیزان جان

تبریک میگم.

 

 

امیدوارم دوستانی که امتحان داشتند،با موفقیت آنرا پشت سر گذاشته و در امتحان

یزرگ زندگی نیزهمیشه سرفرازباشند.

هفته گذشته کمی راجع به فعالیتهای فرهنگی صحبت کردیم و گفتیم که.......

 

سوگلی : ببخشید !میشه کمی راجع به آن اندیشمندان غربی که نام بردید،توضیح که دارای چه افکار و نظراتی بودند؟

 

ولی بنای ما براینست که خاطره گوئی کنیم،اگر وارد بحثهای فلسفی بشیم،ممکنه برای

سایرعزیزان خسته کننده باشه.همانطور که وقتی کمی راجع به تحصیلات پزشکی در آلمان صحبت شد ،عزیزی معترض گردید.

 

فخرالسادات: در بین خاطره گوئی طرح بعضی مسائل مختلف هم میتونه برایمان آموزنده باشه.خب لطفا مختصر ومفید که.......

 

بسیارخوب،با اجازه سرورانم که همگی صاحب نظرهستند،بطور خلاصه راحع به دو یا سه متفکر غربی که هفته گذشته از آنها نام بردیم توضیح مختصری میدم.

 

ازاندیشمندان غربی که از نظریاتش راجع به انسان بیشترمورد مطالعه قرار می دادیم "ژان پل سارتر" فیلسوف فرانسوی بود که فکر می کنم بک یا دوسال بعد از انقلاب اسلامی ایران فوت کردند.ایشان معتقد به مکتب "اگزیستانسیالیست" بودند.نظریه

آزادی بنیادی انسان را مطرح میکردند و باور داشتند که " انسان محکوم به آزادیست"و رئیس سازمان دفاع از زندانیان سیاسی ایران بودند و تا پیروزی انقلاب نیز ادامه داشت.از حرفهای جالب ایشان که بخاطر دارم این بود که می گفت:

" من دین ندارم،ولی اگر می خواستم دینی را انتخاب کنم، آن دین، دین شریعتی بود"

 

"آندره ژید" نیز یک نویسنده فرانسوی بودند که معتقد به مکتب "نمادگرائی" بودند. و براین باور بودند که " عشق به هستی،مترادف عشق به خداوند است" و خداوند را

در همه موجودات متجلی میدید. و از آثارش " مائده های زمینی" "ضد اخلاق" و " دخمه های واتیکان" به فارسی ترجمه شده.

 

" هگل" هم یک فیلسوف آلمانیست که در برلین مدفون است. هگل را می توان آخرین فیلسوف مکتب "ایدئالیسم" دانست. و "مارکس" از بزرگترین شاگردان هگل ، روش دیالکتیک هگل را،که بر" اصل تضاد" برقرار بود، در عرصه زندگی بشری وارد کرد. 

 

خب فکرکنم،برای این جلسه کافی باشه درفرصتهای بعدی به سایرین نیز می پردازیم. ما غیر از سمینارهای سه ماهه شمال آلمان که در هامبورگ تشکیل می شد.که هفته گذشته ذکر شد،یک سمینارفرهنگی سیاسی ،سالی یک بار متشکل از تمام دانشجویان مسلمان  سراسراروپا ،غالبادرفرانکفورت که مرکزیت داشت و نسبتا به همه نزدیکتر بود، برگزار می کردیم.ولی گاهی هم می شد که در رم ایتالیا و وین اتریش و یا پاریس تشکیل می گردید. وغالبا افتتاح سمینار با پیام امام خمینی(ره) که ازنجف توسط صادق طباطبائی،که برادر خانم سید احمد خمینی بودند،قرائت می شد.

موضوع سمینارها بستگی داشت، به اوضاع سیاسی آنروزها و دانشجویان از شهرها و کشورهای مختلف اروپائی در این پنج شش روز مقالات خود را مطرح می کردند و در پیرامون آن بحثها در می گرفت. و در روز آخر میزگردی از شرکت کنندگان تشکیل می شد،که اوج داغی و شیرینی سمینار در آن مناظره ها و سئوال وجوابها بود. 

آخرین وداغ ترین میزگردی که بخاطر دارم،میزگردی بود که از آقایان دکتر سید ابوالحسن بنی صدر از پاریس،حجت الاسلام محمد مجتهد شبستری از هامبورگ(که ذکرخیرش را درخاطره ای که ازهامبورگ داشتم، برایتان نقل کردم) وبالاخره حاج فرج از لندن تشکیل شده بود.حاج فرج همان جناب آقای دکترسید عبدالکریم سروش بودند،که آن زمان به حاج فرج معروف بود،ایشان دارای دکترای داروسازی از دانشگاه تهران بود،که فکر کنم اوائل دهه 50 بود ،که به توصیه مرحوم شهید بهشتی عازم لندن شدند تا در مرکز اسلامی شیعیان(امام باره) در لندن مشغول فعالیتهای مذهبی باشند.

حاج فرج یا همان دکتر سروش با وجودیکه خیلی جوان بودند،در همان زمان کتابی به نام " تضاد دیالکتیکی تالیف کردند،که سرو صدای زیادی بپا کرد. و محمدعلی رجائی راجع به این کتاب می گفت: کتاب تو در زندان به ما رسید و آبی بود که روی بسیاری از آتشها ریخت وبچه های مسلمان را به سلاح تازه ای مسلح کرد. این کتاب دستمایه ای علمی و آکادمیک برای مقابله با ادعاهای ماتریالیست ها در زندان شد. بعد ازآن کتاب "نهاد نا آرام جهان" در باب نظریه حرکت جوهری ملا صدرا تالیف کرد،که توسط آبت الله مطهری پیشنهاد شد که امام خمینی مطالعه کنند،

که مورد تحسین و تائید و تشویق امام قرار گرفت.

 

فخرالزمان: ولی آقای دکتر نظرعلمای حاکم امروز غیراز این است!

 

بله! کاملا درست می فرمائید،همانطورکه اشاره کردید،علمای حاکم !!.ولی علمائی که  به حاشیه رانده شده اند،نظرشان چیز دیگریست. و در ضمن من نظر مرحوم شهید رجائی ، مطهری و امام را عرض کردم.

 

در هرحال عرض می کردم که میز گرد توسط این آقایان تشکیل شده بود وبسیار بحثهای داغ سیاسی وعقیدتی مطرح گردید،که البته از آن زمان بیش از سی سال می گذرد،و حافظه ضعیف من یاری نمی کند ،که چه صحبتهائی شد،البته یادداشتهائی از آن جلسه و سایر سمینارها بر می داشتم،ولی متاسفانه دیگر در دست رسم نیست.که اگر می بود فکر کنم مطالب تاریخی با ارزشی می شد.

 

بعضی از آقایان اشاره می کنند،که بازی آلمان و اسپانیا داره شروع میشه،بسیار خوب خسرو خان شما مرخصید،می توانید تشریف ببرید.

 

باز شب به آخر رسید خاطره ها به پایان نرسید،شب را چه گنه،حدیث ما بود دراز با نظرات عالمانه وفاضلانۀ تان ما را در این ره یاری کنید.

اگر عمری باقی بود تا هفته دیگر و چهارشنبه شب دیگر بدرود.

/ 14 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آریانا

با عرض سلام و تبریک مبعث بر سید عزیزمون دیروز هم پیغام گذاشت ولی نمیدونم چی شده که نیومده ممنون از تشریف فرمایی و تذکرتون فکر میکنم الان دیگه اشکالش برطرف شده باشه آقای دکتر واقعیت اینه من خودم به عنوان یه جوون به شک رسیدم هر کسی یه چیزی راجع به اسلام میگه آخه من موندم یه دین چرا باید اینقدر توی جزئیات و فرعیات و حتی کلیات دچار چندگانگی باشه؟ با وجودیکه فرصت ندارم خیلی مطالعه کنم ولی فکر نمیکنم اسلام اینقدرا هم که برای ما سختش کرد سخت باشه آقای دکتر اسلام فعلی خیلی از هم نسلان من و به ویژه بعد از من رو دین گریز کرده اینجا نه جاش هست نه موقعیتش ولی امیدوارم فرصتی دست بده و افتخار داشته باشیم از نزدیک شمارو زیارت کنیم و بحث کنیم. ولی در کل به شخصه فکر میکنم اسلام شریعتی خیلی نزدیکتر به اسلام واقعی باشه. سبز باشید و سربلند

مهتاب

سلام عمو نبضگیر عزیز! خوشبحالتان زمان شما چه خوب بوده و چه برنامه هائی داشتید.متاسفانه حالا جو خیلی سوت و کوره.ولی هنوز خوبیش اینه که آدم به هر کتابی دسترسی داره،محدودیتی نیست.

دنیا

سلام آقای دکتر! خوبید شما؟! دیگه سر نمی زنید. نکنه ناراحتید ازم؟ اومدن شما واسم دلگرمی بود. خوشحال می شم بازم بیاید. مرسی

دختر دایی

سلام پسر عمه اسعدالله ایامکم انشا الله. اعیاد گذشته و پیش رو را به شما و خانواده تبریک میگویم. من یک سوال دارم، اینکه شما با شهید بهشتی هم همکاری داشتید؟ چون فکر کنم ایشان اون موقع آلمان بودند. اگه اینطوره از ایشون هم برامون بگید. به همه سلام برسونید.

کاف

سلام...خب قبل از هر چیز لازم می دانم که شکست آلمان در برابر اسپانیای کلک و زبل (خان) تسلیت بگم!!! به هر حال نمی شه رو حرف جناب اختاپوس حرفی زد... و اما بعد... من شدیدا به این معتقدم که خدا به هیج وجه سخت گیر نیست... خدا این آخوند و بسیجیا رو نفله کنه که انقدر اسلام کذایی رو بهمون از بچگی به جای اسلام حقیقی قالب کردن! باز من حرف بی ربط به مطلبتون زدم...شرمنده! ولی خب بحث تو همین مایه هاست دیگه! در ضمن ما مخلص دکتر سروش هم هستیم.

م . ح . م . د

صلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام دکتر جونم " من دین ندارم،ولی اگر می خواستم دینی را انتخاب کنم، آن دین، دین شریعتی بود" خدا را شکر میکنم که هموطنی مثل دکتر شریعتی دارم

م . ح . م . د

دکتر جونم این پاراگراف آخر را که دیدم راجع به آلمان و اسپانیا دوباره یاد بازی افتادم [دلشکسته]

میثم باقری

سلام اقای دکتر.یک سوالی به ذهنم امد خواهش میکنم نخندید.وقتی با عجله لوبک را به مقصد برلین ترک کردید خانهای که با ان همه زحمت و به کمک دوستانتان وسایلش را با عشق فراهم دیدید چه کردید؟وبعد چرا به اقای سروش حاج فرج میگفتند؟

میثم باقری

سلام اقای دکتر.سو’ تفههم نشه.موقع نوشتن گویا خوب دقت نکردم. منظورم خانه ای بود.

شبنم

سلام اقای دکتر ایا دین جز عشق است؟من که فکر میکنم دین خوده عشقه اما تویه جامعه ما دین بازیچه شده وهرچی پیش میریم بدتر میشه و یه جاهایی ادم از دینداریها شوکه میشه!چقدر عالی که شما در کناره تحصیل در این زمینه ها هم فعال بودین این همه انرژی واقعا تحسین برانگیزه.[گل][گل][گل]